تبليغاتX
روزگار من - من گواه ام

روزگار من

بدون شرح

من گواه ام

 

من گواه ام
که دی‌روز و ام‌روز
مدیترانه به دیدار البرز آمده است
و تهران نه خواهرخوانده
که برادر و برابر صور و بیروت شده
که دست‌ها و پاها برای بی‌غرض نجنبیدن
بندها بایدشان
که اگر مراقب نباشی
چیزی در ریه و نای و نای‌ژه‌ات جوانه می‌زند
که گنجشک‌ها نخورده مست اند
و نیاموخته سرود می‌خوانند
و اقاقیا دیوانه شده
وقت رد شدن از زیرش
گل به سرمان می‌ریزد
من گواه ام که شترها هم
یا بال زدند و رفتند
یا باله درآوردند و به آب زدند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389ساعت 22:43  توسط ریما  |